كه حقيقت تلخ است تلخ تر از تلخي تلخيها و روياهايش به وسعت آسمانها و درياها
با همه خلق سخنها دارم.سخن از انسانها، سخن از اين همه عصيانگري انسانها،
سخن از نسل بشر، سخن از فتنه و شر. دارم از سينه دلسوختگان مي خيزم.
دارم از ديده دلباختگان مي ريزم.
دوستان گوش دهيد
همه جا رنگ دروغ ، همه جا پر شده از نيرنگ است ،پاي رهوار حقيقت لنگ است.
دوستان در رنجم، رنجم از رنگ رياست. دوره ي مرگ صميميت و يكرنگي هاست.
دل يك رنگ كجاست؟ رنگ بي رنگ كجاست؟دوستان اين مردم همگي صد رنگند
دوستان مي بايد روز را روشني از نور حقيقت باشد، صحبت از مهر و محبت باشد.
دوستان گوش دهيد
همه جا در صحف ابراهيم، به اوستا و زبور داود و به قرآن و به انجيل و تورات يهود
سخن اين است كه انسان باشيد از بد و زشت گريزان باشيد.
دوستان سينه كه بي كينه شود سرزمين ابديت آنجاست. كاخ زيباي حقيقت آنجاست
كه در او نور خداست، كه در او لطف و صفاست.دوستان در همه حال اينچنين چرخ زمان مي چرخد...